محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
641
مخزن الأدوية ( ط . ج )
قنطوريون كبير و بوقى نيز و لوفاى كبير نامند . ماهيت آن : نباتى است ساق آن شبيه به ساق حماض و خس و به بلندى دو ذرع تا سه ذرع با شعبههاى بسيار از يك بيخ رسته و بر سر آنها قبهها شبيه به قبه خشخاش و مدور طولانى و گل آن سرمه رنگ مدور شبيه به صوف و تخم آن شبيه به قرطم يعنى تخم كافشه و با حرافت و برگ نبات آن شبيه به برگ جوز و سبز و اطراف آن مشرف شبيه به دندانههاى اره و بيخ آن سطبر طولانى تا به دو ذرع و صلب و سرخ رنگ و پر از رطوبتى سرخ به رنگ خون و طعم آن مركب از حدت و حرافت و اندك حلاوت و قبضى و رنگ عصاره آن نيز سرخ مانند خون منبت آن زمينهايى كه آفتاب بسيار بر آنها تابد و كوهستانها و تلها و پشتهها و قوّت آن تا ده سال باقى مىماند و نواب معتمد الملوك سيد علوى خان قدس سره نوشتهاند كه قنطوريون صغير كثير الوجود است به ارض ما يعنى بلاد فارس و آن بر دو نوع است برّى كه بر زمينهاى سهل هموار و تلهاى پر اشجار مىرويد و گل آن سرخ رنگ مايل به بنفشى است و بستانى آن نبات قوىتر و بلندتر از برّى و گل آن خوشبوتر و تلخى آن كمتر و در ساير احوال مساوى برّى و ليكن گل آن مختلف الالوان و عامه اهل شيراز آن را گل ميخك و گل قرنفلى نامند و گل آن تا قريب به نه ماه مىماند و بيخ آن در زمين باقى مىباشد و در ايام ربيع از سر نو از همان بيخ مىرويد و بيخ برّى آن در زمين باقى نمىماند بلكه هر سال از سر نو در اوايل ربيع مىرويد و در اوايل صيف گل و تخم مىآورد و قوّت آن تا دو سال باقى مىماند . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و خشك و در سيّم نيز گفتهاند و عصاره بيخ آن قوىتر از ساير اجزاى آن مستعمل . افعال و خواص آن : محلل و قابض و جالى و به حسب اختلاف طعوم بيخ آن از آن افعال متضاده صادر مىگردد از ادرار طمث و اخراج جنين مرده و افساد زنده و اخراج آن و تفتيح سدد و تنقيه دماغ و سينه و امثال اينها از افعال حرارت كه صادر از حدت و حرافت آنست و حبس نفث الدم و اندمال جراحات كه از افعال برودت كه به سبب قبض آنست و گفتهاند چون لحم مقطوع را به آن طبخ دهند مجتمع مىگرداند . * اعضاء الصدر و الغذاء و النفض * جهت ضيق النفس و عسر آن و ربو و سرفه كهنه و نفث الدم مزمن و درد پهلو و مغص و رفع سده كبد و طحال و قولنج بلغمى و استسقا و يرقان و صلابت كبد و طحال و ادرار بول و حيض و عسر ولادت و اوجاع رحم و فسخ عضل و عصب و قتل و اخراج ديدان نافع و فرزجه آن جهت ادرار طمث و اخراج جنين موثر . * الجروح و القروح و النواصير * ضماد تازه آن به تنهايى و خشك آن به تنهايى و يا با مراهم جهت الزاق و چسبيدن زخمهاى تازه و التيام و ختم جراحات تازه و رديه كهنه و عميقه غايره و نواصير و اوجاع عصب و فسخ آن و كسر اعضاء و عرق النساء بغايت قوى الاثر و در ساير افعال قريب به قنطوريون صغير و از آن ضعيفتر . مضر دماغ ، مصلح آن عسل و شيرينيها . مقدار شربت آن : تا دو درم و اگر تب نباشد با شراب و الا با آب . بدل آن : حضض و قنطوريون دقيق و عصاره حب آن جهت امراض مذكوره نافع و شيخ ابن بيطار نوشته كه آنچه در بلاد لوقيا مىشود عصاره آن را گرفته به جاى حضض استعمال مىنمايند . قنطوريون صغير كه آن را قنطوريون دقيق و به يونانى قنطوريون طوليطون به معنى قنطوريون دقيق و قنطوريون طرمقرون يعنى قنطوريون صغير و بعضى آن را مليسون مشتق از مليس كه به معنى آب ايستاده است نامند جهت آنكه اكثر منبت آن كنار آبهاى ايستاده است و در بطايح نيز مىرويد و به فارسى لوفاى خرد و كريون نيز گويند . ماهيت آن : نباتى است كه بر كنار آبهاى ايستاده و در بطايح مىرويد به قدر يك شبر و زياده بر آن شبيه به اوفاريقون كه فودنج جبلى نامند و ساقهاى آن از هم جدا و پر شاخ و برگ آن شبيه به برگ سداب و گل آن سرخ مايل به بنفشى شبيه به گل شب بو و از آن كوچكتر و ثمر آن مانند گندم مستعمل و جميع اجزاى آن بسيار تلخ و با اندك قبضى و بيخ آن كوچك و بىمنفعت به خلاف بيخ نوع كبير و ساير اجزاى آن مستعمل و تازه آن اندك خوشبو و شاخهاى آن سفيد مايل به زردى و قوّت آن تا ده سال باقى مىماند و از نباتات ربيعى است و در آخر ربيع مىرويد . طبيت آن : در سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : لطيفتر و قوىتر از نوع كبير در جميع افعال و ساق و برگ و گل آن قوىتر از عصاره آن و مجفف بىلذع و مفتح و مسهل و منقى و جاذب از اعماق بدن و مفاصل و امثال ادويه چينى را منفعت بسيار است . * اعضاء الرأس و العصب و الصدر و الغذاء و النفض و السموم و غيرها * آشاميدن مطبوخ دو مثقال آنكه در هفتاد مثقال آب طبخ نمايند تا به نيمه رسد و بمالند و صاف كنند و با شكر و امثال آن بنوشند جهت تنقيه دماغ و اعصاب و صرع و عسر نفس و نفث الدم و اسهال مره صفرا و سودا و زرداب و بلغم لزج مخاطى و امراض بلغمى و اوجاع مفاصل و فسخ عضل و تفتيح سده جگر و طحال و رفع قولنج بلغمى و تحليل صلابت طحال و ضرر سموم هوام خصوصاً عقرب نافع و دو درم آن جهت رفع حميات و با شراب جهت نفث الدم و ذات الجنب بارد و با ماء الاصول جهت اوجاع ظهر و مفاصل و